السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )
566
قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )
روز در هالهاى از سرخى خون برمىآمد و غروب مىكرد . « 1 » امام كاظم عليه السّلام فرمودهاند : يحيى پيوسته مىگريست و كمتر مىخنديد ولى عيسى پيوسته لبخندى به لب داشت و كمتر مىگريست . آنگاه امام عليه السّلام فرمودند : كار عيسى پسنديدهتر از رفتار يحيى بود . « 2 » در كتاب الكامل آمده است : نخستين كسى كه به عيسى بن مريم ايمان آورد يحيى بن زكريا بود و يحيى از هنگامى كه در شكم مادرش بود به عيسى كه در شكم مريم بود ايمان آورد ؛ چرا كه روزى مادر يحيى كه فرزندش را در شكم داشت نزد مريم كه عيسى را در شكم داشت آمد و گفت : در خواب ديدم كه فرزندم كه در شكمم است در برابر فرزندت كه در شكم توست سجده مىكند . همچنين گفته شده است در حالى كه عيسى سه سال داشت يحيى به او ايمان آورد . همچنين گفته شده است كه عيسى ششماهه بود كه يحيى به او ايمان آورد . شيوهء زندگى عيسى چنان بود كه برگ درختان و نان جوين مىخورد . روزى ابليس نزد يحيى آمد و به او گفت : تو چگونه ادعا مىكنى كه زاهدى در حالى كه نانى را ذخيره كردهاى ؟ يحيى به او گفت : اى ملعون ! اين غذاى روزانه من است . آنگاه ابليس گفت : براى كسى كه مىخواهد بميرد كمتر از اين نيز كافى است . در اين هنگام خداوند به يحيى وحى فرمود كه در گفتهء شيطان انديشه كن . « 3 »
--> ( 1 ) . قصص راوندى ص 219 . ( 2 ) . اصول كافى ج 2 ص 665 . ( 3 ) . الكامل ص 299 تا ص 301 .